گفت وگوی روزنامه شرق با مجيد دانش آراسته: «روزگاری افسوس داستان هایم را می خورند»

مجتبی پور محسن: «روز جهاني پارک شهر و زباله داني»، «نسيمي در کوير»، «سفر به روشنايي»، «در صداي باد»، «موبه مو»، «قضيه فيثاغورث با يک صفر دوگوش»، «خاکسترنشين راه طلوع»، «متن خود يک کوير است». اينها هفت کتاب مجيد دانش آراسته نويسنده 70 ساله است. مي دانم که اين روش مناسبي براي مقدمه يک مصاحبه نيست. اما اگر مصاحبه را تا آخر بخوانيد متوجه مي شويد که چرا اسم کتاب هايش را اول آورده ام. دانش آراسته سال هاست داستان مي نويسد. شايد دوبرابر سن من او داستان نوشته باشد. اما خيلي دير به فکر چاپ کتاب هايش افتاد. او در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان وارد عالم جدي ادبيات شد. جايي که دوست هميشگي اش سيروس طاهباز ياريگرش بود. دانش آراسته خاطرات جالبي از طاهباز و اخوان و بزرگان ديگر ادبيات دارد. گفت وگوي شرق را با اين نويسنده بخوانيد.
می خواهید مصاحبه آقای پورمحسن با مرا در روزنامه ی شرق بخوانید؟
سال 1316 در رشت متولد شدم .تا 12 سالگی با پدر بزرگم که سفالچین بود زندگی کردم .یک روز آقا و خانمی را نشانم دادند که پدر و مادر من بودند .من تصور می کردم پدرو مادر باید آدم های پیری مثل پدر بزرگ و مادربزرگم باشند .همین امر باعث شد که از خانه ی پدرم فرار کنم و دوباره پیش پدر بزرگ و مادربزرگم برگردم.